جمعه 5 اسفند ماه سال 1390 ساعت 7:33 PM
می خواهی نیایم؟ اما چگونه می توان دور از تو بود؟
به تو حق می دهم که درکم نکنی. آخر تو چه می دانی دوری از سرچشمه آرامش چه طوفان بزرگی است برای دل بی پناه من...
باشد , تمام سعیم را می کنم اما قول نمی دهم, اگر دلتنگی امانم نداد و آمدم عهد می کنم که خراش های تنهاییت را مرهم باشم.
از من نگریز ... بگذار تنهایی هایمان را قسمت کنیم.







